مؤلف مجهول
481
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
بدانكه اين ذكر را عزيزى به او در خواب تعليم كرده بود . دوازده سال به اين « 1 » ذكر مداومت كرد كه هيچكس را از حال وى خبر نشد ، حتى كه والدين او را « 2 » اطلاع نبود . درين دوازده سال يكزمان « 3 » بىذكر لا إله إلّا الله نبود . و شبها به فرمودهء جغد خود را سرنگون مىآويخت . بعد از دوازده سال آن مقدار حالت درويشى پيدا كرد كه ارواح مشايخ را « 4 » رحمهم الله تشخيص كرد . آنگاه دانست كه پير تلقين او در عالم معنى كدام بزرگوار بوده است . آنگاه خلوت اختيار كرد ، و هميشه در خلوت مىبود . اما از كار ظاهرى روزگار خالى نبود ، و بىذكر لا إله إلّا الله رشته نمىريشت « 5 » . القصه ، چون به بيست و دوسالگى رسيد « 6 » شخصى در خواب وى ظاهر شد و گفت : اى فرزند ! مژده مر ترا كه از دوستان خدا گشتى . اين سخن در دل وى سخت اثر كرد و نقش بست . و ازين دو سال ديگر گذشت . و اين وليه را به شوهر دادند به زور ، يك سال ديگر برين گذشت . چون « 7 » حضرت شيخ منصور حجازى پيش از وقوع « 8 » حادثهء معهوده كه درين كتاب مذكور است ، « 9 » به جميع مريدان خود به سروقت اين وليه رسيد ، دو روز پيش ، « 10 » اين قدس سرها در واقعهء آمدن حضرت « 11 » شيخ را معلوم كرده بود ، و استعداد ضيافت مهيا كرده منتظر مىبود . چون شيخ بزرگوار رسيد ، بىبى استقبال كرد ، ديد كه همان شخص « 12 » است « 13 » كه در خواب ظاهر شده بود و مژده رسانيده . بىبى در پاى شيخ افتاد و گريه آغاز كرد . شيخ گفت : اى فرزند ! جاى گريه نيست و محل مدد است كه تو عاجزه ( اى ) و دعاى عاجزهها در درگاه احدى مستجاب است ، مدد كن . بىبى گفت : خوش باشد . امشب توقف فرماى . بزرگوار در منزل وى آن شب قرار گرفت و بىبى دو جفت زنده نياز كشيد . و درويشان آن شب صحبت داشتند . و بىبى در خدمت بر پاى بود . توقف فرمودن بىبى اين بزرگوار را ، بنا بر آن بود كه معجرى در بافنده داشت هنوز تمام نشده بود . آن شب اهتمام نمود تا وى تمام شد . و يك پنجه در وى داخل شد از رشتهء غير بر وجه قرض . على الصباح شيخ روان شد و بىبى نيز . و شوهرش راضى نشد ، كه نوعروس است به نامحرمان نخواهم فرستاد . شيخ در مقام نصيحت شد . هرچند نصيحت كرد قبول نكرد . آخر بىبى به زور گرفت و از
--> ( 1 ) - ب : برين ذكر ( 2 ) - ب : + بر اين ( 3 ) - ب : يكزمانى ( 4 ) - ب : - را ( 5 ) - ب : نمىرشت ( 6 ) - ب : القصه بيست و دو سال برين گذشت شخصى ( 7 ) - الف ، ت : - چون ( 8 ) - ب : + آن ( 9 ) - ب : + واقع شد بزرگوار ( 10 ) - الف : در روز پيش ، ب : پيش ازين دو روز ( 11 ) - ب : - حضرت ( 12 ) - ب : كس ( 13 ) - الف ، ت : - است